امشب به یادتم تنها نشسته ام کنار قاب عکست دستات تو دستم فردا به یاد من عشقی نمی مونه قلبی از چشمام ازم یادی نمی کنه اگه داغی توی سینم هست بدون اشکای روی گونم پس واصه این هر شب می بارن می گم مردم ولی بیدارم با صدات آروم می شدم با غمت داغون می شدم اگه یه شب پیشم نبودی بی سرو سامون می شدم واصت فرقی نمی کرد که من بی تو می میرم واصت دیوونه می شم به این دنیا اسیرم خیلی ساده تو این بار دل من رو شکستی رفیو ندیدی رو قلبم پاگذاشتی ...... سیره از این رویا داره می ره از این دنیا
http://p30needsite.persiangig.ir/ کلیک کنید جالب است
یه پروانه را با دستات می گیری.
بدش می خوای ببینی زنده هست؟
انگشتاتو باز کنی ....
فرار میکنه.
محکم بگیری....می میره.
دوست داشتن هم یه چیزی مثل پروانه هست
دوستت دارم به چشمانی كه رنگش رنگ شبهاست
به آن نازی كه در چشم تو پیداست
به لبخندی كه چون لبخند گلهاست
به رخسارت كه چون مهتاب زیباست
به گلهای بهار و عشق و هستی
به قرآنی كه او را می پرستی
قسم ای نازنین تا زنده هستم
تو را من دوست دارم....میپرستم
كوه با نخستين سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستين درد
در من زندانی ستمگری بود
كه به آواز زنجيرش خو نمی كرد
و من با نخستين نگاه تو آغاز شدم...
واقعا دوستت دارم
واقعا دوستت دارم
گرچه شايد گاهي
چنين به نظر نرسد 
گاه شايد به نظررسد
كه عاشق تو نيستم
گاه شايد به نظر رسد
كه حتي دوستت هم ندارم
ولي درست در همين زمان هااست

كه بايد بيش از هميشه
مرا درك كني
چون در همين زمان هاست
كه بيش از هميشه عاشق تو هستم
ولي احساساتم جريحه دار شده است
با اين كه نمي خواهم

مي بينم كه نسبت به تو
سرد و بي تفاوتم
درست در همين زمان هاست كه مي بينم
بيان احساساتم برايم خيلي دشوار مي شود
اغلب كرده تو ؛كه احساسات مرا جريحه دار كرده است
بسيار كوچك است
ولي آن گاه كه كسي را دوست داري

آن سان كه من تو را دوست داري
هركاهي ؛كوهي مي شود
و پيش از هر چيزي اين به ذهنم مي رسد
كه دوستم نداري
خواهش مي كنم با من صبور باش
مي خواهم با احساساتم
صادق تر باشم
و مي كوشم كه اين چنين حساس نباشم
ولي با اين همه
فكر مي كنم كه بايد كاملا اطمينان داشته باشي
تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟
منو عاشق نگات کردی چرا چرا خواستی بشکنم با یک نگاه کاری کردی
بمونم به پای تو چه جوری میشه بهت بگم برو آخه من خیلی کوچیکم
پیشتو خیلی کمترم از اون آتیش تو دارم اذیت می شم هر روز خوشگلم باتو فردا دیگه مرده این دلم پای معرفت نزار هر چی که هست مگه می شه
دلتو یه روز شکست من بدم تو خوب خوبی می دونم گله ای نیست اگه دارم می خونم من گناهم اینه عاشقت شدم خیلی ناراحتم از دست خودم ما که گفتیم تو از عشق ما سری پس چرا بازم داری دل می بری
منتظر مونده ام به راهت تا همیشه 
چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه
انتظارت تلخ مثل خوردن دل
وای اگر فردا بیا باز تو نیایی
وای می خوام داد بزنم از این جدایی
وای دیگه مردم چقدر تو بی وفایی
مگه من با تو بد کردم خدایی
هر چی می خوای بگی بگو اما نگو دوستت ندارم
هر کارمی خوای بکن ولی بگو نمیری از کنارم
تو رو خدا مثل غریبه ها دلم وهی نرنجون 
تو رو خدا دشمنا مو به روی من اینقدر نخندون
به خدا من می میرم از این جدایی
به خدا من می میرم اگه نیایی
در خموشی های من فریادهاست
انکه دریابد چه میگویم کجاست؟
رازهای مرا تنها کسی در میابد.که دلی سرشار از رازها داشته باشد.

بشنو از من اما نشنیده بگیر
هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم
نزدیک، دور، هر جایی که هستی
و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد
یک باره دیگر در را باز کن
و دوباره در قلب من باش
و قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد
ما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیم
و این عشق می تواند برای همیشه باشد
و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد
عشق زمانی بود که من تو را دوست داشم
در زندگی من، ما همیشه خواهیم تپید
نزدیک، دور، هرجایی که هستی
من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید
یک باره دیگر در را باز کن
و تو در قلب من هستی
و من از ته قلب خوشحال خواهم شد
تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم
می دانم قلبم برای این خواهد تپید
ما برای همیشه باهم خواهیم بود
تو در قلب من در پناه خواهی بود
و خواهد تپید...
اگه کسی رو دوست داشته باشی.نمی تونی تو
چشماش
زل بزنی.
نمی تونی دوری شو تحمل کنی.نمی تونی
بهش بگی
چقدر دوستش داری.
نمی تونی بهش بگی چقدر به اون نیاز داری.واسه
همینه که عاشقا دیوونه می شن
دوستت دارم تا همیشه اگر باز نخواهی
مرا صدبار از خود برانی
دوستت دارم
به زندان خيانت هم كشانی
دوستت دارم
چه سود از مهر ورزيدن
جه حاصل از وفا كردن
مرا لايق بدانی يا ندانی
دوستت دارم
![]()
آدم تو زندگيش فقط يه بار عاشق ميشه ...
اگه حتي به دو بار كشيد ... !اون عشق نيست ...![]()
آدم وقتي عاشق شد ... حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره ... !
اگه اين كارو كرد ...
اون عشق نيست ...
آدم وقتي عاشق شد ... چشمش خود به خود روي همه بسته
ميشه ... !
اگه نشد ... اون عشق نيست ...
آدم وقتي عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد ... !
اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست ...
آدم وقتي عاشق شد ... به لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم
بگيره ... !
اگه غير از اين شد ... اون عشق نيست
در تمام روز وشب دنبال تو می گشتم
اما تو نیامدی در حالی که می دانستی یکی منتظرت هست
اما من باز منتظر ماندم
این حقیقت است اما توباور نمی کنی
از چه طریق می توان به تو بگویم بی تو میمیرم؟ حرفم رو
باور کن
همیشه منتظرت هستم ودوستت دارم خودت هم می دونی بی تو میمیرم



امشب که غم نبودن تو در کنارم بر چشم هایم مهمان شده
اشک های دریاییم از جنس سرد انتظار به استقبال این غم دردناک رفته اند.
امشب که با تمام وجود دستی را میجویم
نیستی تا دستهایت را بگیرم و بگویم که اشکهایم
فقط در تبعید انتظار تو دریا شده اند
و چشمهایم حریم خود را برای دیدار دیگری نگشوده اند.
نمی دانم چرا بودن در کنارت چیزیست مثل خیال ، مثل فریادی شکسته.
پس بیا باور کن انتظار برایم آهنگ مرگ است.


چه كسي خواهد ديد ؟
مردنم را بي تو
گاه ميانديشم
خبر مرگ مرابه تو چه كس ميگويد ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
چه غمگين از اين رفتن و از اين روزهاي سرد تنهايي.
شايد باور نكني ، از من فقط همين كلمات كه با شوق به سوي تو پر
مي كشند باقي مي ماند و خودكاري كه هيچ گاه آخرين حرفهايم را به تو نمي تواند گفت.
شايد يك روز وقتي مي خواهي احوال مرا بپرسي ، عكسم را در صفحه سفر كرده ها ببيني.
شايد كودكي گستاخ و بازيگوش با شيطنت سفر بي بازگشتم را از ديوار سيماني كوچه اتان بكند و پاره كند.
تمام دغدغه ام اين است كه آيا بعد از اين سفر محتوم مي توان همچنان با تو سخن بگويم؟
آيا دستي براي نوشتن و دلي براي تپيدن خواهم داشت؟
شايد باور نكني ، اما دوست دارم مدام برايت بنويسم . بعضي وقتها كه كلمات را گم مي كنم ، دوست دارم ، دشتها ، درياها ، كوهها ،
جنگلها ، ستارها ، و هر چه دركاينات هست همه و همه كلمه شوند تا بهتر بنويسم.
دوست دارم به حيات كلمه اي نجيب دست يابم تا رهگذران غمگين ، صبحگاهان زير آفتابي نارس مرا زمزمه كنند . ميدانم كه خسته اي اما
دوست دارم اجازه دهي كلماتم دمي روبرويت بنشينند و نگاهت كنند تا
به حقيقت اين جمله در آيي كه مي گويد:
مرا از ياد خواهي برد ، نمي دانم؟
ولي ميدانم از يادم نخواهي رفت.......
اگر کسی تو را ان طور که میخواهی دوست ندارد به این معنا
نیست که تو را با
تمام وجودش دوست ندارد (مارکز)

نازنینم! نمیدانم تو میدانی؟ دل من در هوای دیدنت بی تاب گردیده
سراپای وجودم در فراقت آب گردیده ز هجرت دیدگانم همچو
دریایی
ز خون گشته غم و دردم فزون گشته و اکنون در میان بسترم
چون 
شمع میسوزم برای دیدن رویت..... دو چشم اشک بارم را به
روی

ماه میدوزم و با او از غم و درد درون ام راز میگویم . 

جز تو ای دور از من از همه بیزارم

دوست دارم
زندگی را با تو می خواهم
خنده های بی ریا را با لبان گرم تو
من دوست می دارم
زندگی را با تو می خواهم
جز تو هرگز با کسی
از عشق از امید و از فردا نخواهم گفت
زندگی را با تو می خواهم
با تو آری
زندگی بی تو سراسر درد و اندوه است
زندگی را با تو می خواهم
با تو می خندم
با تو می گریم
آه....آری بی تو می میرم...

![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()







امشب از مرگ عشق درروح من غوغاست
اي لحظه ها
اسير دستان بي مهر غم شده ام
كنج قفس نشسته ام ودر خلوت سكوتي سنگين
غمگين گريستم!
اين درد مي كشد كه ندانم در اين قفس
پايبند كيستم؟
نفسم را مي فشارد لحظه هاي حسرت و افسوس
من در اين طوفان وهم و پرسش
راهي را انتخاب كردم
راهي كه فقط براي تو مجبور به انتخابش شدم
كاش مي فهميدي...
اگه سکوت برا من بهانه بود
برا تو دفتر خاطرات کهنه بود
روز هاي تنها بودن بهانه شد
بهانه اي برا ريختن اشک تو شد
مي دونم خيلي کمم پر ازغمم
برا تو همون دليل موند نم
اگه يه روز تموم بشه اشکه چشام
چي مي خواد به باره از چشام

مي دونم خيلي کمم پر ازغمم
برا تو همون دليل موند نم
برسم به عشق جاويد خودم
عشق من توي چرا نيستي کنارم
شايد باورش سخته برات
که دوستت داشته باشم خيلي زياد
مي دونم خيلي کمم پر ازغمم
برا تو همون دليل موند نم
روزي پسري از دريا بودم برات
تنها رفيق دوريه تنهايت
حالا نيستي دختر تنهاي شب
چون بودن يا نبودنم نداره فرق
مي دونم خيلي کمم پر ازغمم
برا تو همون دليل موند نم
ديگه حتي ارزش نداره حرفام
چون ديگه دوستتم نداري, ميدونم
ميدوني چرا برات شعر ميخو نم
ميخونم تا بدوني دوستت دارم.....همين![]()
دوستت دارم
وقتي "دلتنگ" شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي "دوستت داره" ... وقتي "نااميد" شدي به ياد
دوستت دارم I love You
ای کاش می توانستم نشان دهم، I wish l could make you
که تا کجا دوستت دارم. Understand how l love you
همیشه در جستجو هستم، l am always seeking but
اما نمیتوانم راهی بیابم... cannot find a wayâ
به آن آنی در تو عاشقم، l love in you a something
که تنها خود کاشف آنم that only have descovered
آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد، the you_ which is beyond the
و تحسین می کند. you of the world that is
آنی که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others
آنی که هرگز رنگ نمی بازد، a you which is eapecially mine
وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم. Which cannot evto love
وقتي "دلتنگ" شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي "دوستت داره" ... وقتي "نااميد" شدي به ياد
دوستت دارم I love You
ای کاش می توانستم نشان دهم، I wish l could make you
که تا کجا دوستت دارم. Understand how l love you
همیشه در جستجو هستم، l am always seeking but
اما نمیتوانم راهی بیابم... cannot find a wayâ
به آن آنی در تو عاشقم، l love in you a something
که تنها خود کاشف آنم that only have descovered
آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد، the you_ which is beyond the
و تحسین می کند. you of the world that is
آنی که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others
آنی که هرگز رنگ نمی بازد، a you which is eapecially mine
وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم. Which cannot evto love
فدای تو- مهربونم-عزیز تر از جانم:
به اندازه هر چه تا بینهایت جاری است دوستت دارم
بیشتر از نفسِِ( چون تو- روشنایی بخش زندگی من - ومعنی دهنده لحظات آن هستی)
























